ميرزا حسن حسينى فسايى
595
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
آزاد خان براى دفع و رفع نواب وكيل به اصفهان آمده ، براى تدارك سفر فارس مالى بسيار از اهل بازار گرفته ، عازم فارس گرديد و صحراى خسرو شيرين « 1 » را چند روزى ، مقر توقف نمود ، پس به آهستگى وارد تخت جمشيد شد و ملا مطلب گاوكانى كربالى « 2 » ، ولد رئيس شمس الدين كربالى كه رعيت جوكارى بود ، به سبب پول بسيار مغرور شده ، معادل دوهزار نفر از طايفهء لشنى و مال احمدى « 3 » و كربالى و متفرقه هر جائى را فراهم آورده ، صاحب طبل و علم و كرنا گرديد و خود را مطلب خان مىگفت و به تقريب قرب جوار تخت جمشيد كروفرى نموده ، خود را وارث تخت جمشيدى و تاج كيانى مىدانست و پنج نوبت كوس لمن الملك را زده ، بر سرير سلطنت كربال متمكن بود « 4 » و نواب آزاد خان چون آوازهء بلندپروازى او را شنيد ، استمالت نامهاى نوشته ، براى او فرستاده ، او را احضار حضور خود داشت و مطلب خان كه از بادهء غرور مغرور بود ، جوابى نالايق نگاشت و سپاه خود را حركت داده ، با سى هزار نفر سوار و پياده افغان برابرى نموده ، به محض تلاقى فريقين در دشت مرودشت ، شكست بر سپاه كربال افتاده ، بسيارى كشته گشت و جماعتى اسير تقدير شدند و مطلب خان فرار نمود [ و ] بعد از اين شكست تا آخر زندگانى از لقب خانى فرود نيامد و در زمانى كه نواب وكيل شهر ارومى را محاصره داشت ، كشته گشت « 5 » و نواب - آزاد خان ، فتح على خان افشار را كه در سال 1161 و 1162 به ايالت فارس مأمور بود [ و ] با اعيان شيراز لاف موافقت داشت و سردار بلكه صاحباختيار سپاه بود ، براى استمالت اهل شهر و اطمينان خود ، روانه شيراز فرمود و بعد از دو روز ديگر نواب معزى اليه ، بىكلفت خاطر وارد شيراز گرديد و چون عبد على خان دشتستانى در سال 1162 زمان حركت فتح على خان از شيراز ، عيال و بنه او را نگاه داشته بود ، اهالى دشتستان از فتح على خان و آزاد خان خائف و هراسان بودند « 6 » ، نواب وكيل بعد از اطلاع بر اين واقعه ، شيخ على خان را روانه دشتستان داشت و از اهالى آن سامان استمداد نمود و ميرزا على بيك خورموجى جد اعلاى ميرزا جعفر خان حقايقنگار - خورموجى صاحب تاريخ نزهة الاخبار و رئيس احمد شاه تنگستانى ، با چهار هزار نفر تفنگچى به حمايت نواب وكيل وارد صحراى خشت شدند « 7 » و رستم سلطان ، ضابط خشت ، مردانگى نمود [ و ] سيورسات و ملزومات تمام اردو را بىعوض متحمل گرديد و مدتى متمادى گشت و على قلى خان كازرونى چون خبر ورود آزاد خان را به شيراز شنيد شهر كازرون را خالى گذاشته قلعه پاوسكان را مأمن عيال خود نموده با تفنگچيان كازرونى در صحراى خشت به اردوى نواب كريم خان وكيل ملحق گرديد و آزاد خان افغان بعد از خستگى از رنج سفر ، به استعداد شاهانه به عزم كازرون از شيراز نهضت كرده ، وارد كازرون شده ، بىتوقف روانه خشت كه محل توقف نواب كريم خان بود گرديد ، روز ديگر با
--> ( 1 ) . روزنامه كلانتر ، ص 48 . ( 2 ) . در روزنامه كلانتر : ( ملا مطلب كربالى ولد شمس الدين كافقانى ) ص 48 ، ( گاوكان نام قصبه بلوك كربال است در ده فرسخى شيراز ) ، همانجا ، ص 111 . ( 3 ) . روزنامه كلانتر ، ص 48 . ( 4 ) . روزنامه كلانتر ، ص 49 . ( 5 ) . روزنامه كلانتر ، ص 49 . ( 6 ) . روزنامه كلانتر ، ص 49 . ( 7 ) . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 22 ، گيتىگشاى ، ص 45 . در روضة الصفا و گيتىگشاى ، بجاى ( خشت ) ، ( خست ) آمده است .